تمام متونی که در این مقاله مطرح شده عینا در کنفرانس مطرح خواهد شد و حتی این مقاله به زبان رسایی نوشته شده است تا شنونده بهتر و با درک کامل تری مطلب را در ذهنش بگنجاند.
فرهنگ:
این کلمه یک کلمه کوچک 5 حرفی که بتوانید آن را بنویسید و بی ملاحظه و بی جا کلمه فرهنگ را در جایی بیان کنید نیست، مقوله ای بس طولا که حتی بیانش بی پایان می باشد. اگر ما امروز به مدت یک سال بنشینیم و مبحث فرهنگ را درگذشته تا امروز بیان کنیم, فردا دوباره فرهنگ زیر زره بین تمدنی از دیار ناکجاها خواهد رفت و در ثانیه ای دیگر خرباری از دست یافته های جدید بشر و علم و دانش آنها و خودمان بر سر متفکران این مقوله خواهد ریخت. این بحث مانند پرونده ای پلیسی هست که هیچ موقع پایان پذیر نیست.
تا زمانی که ادمی در زمین و دیگر سیاره ها پا میگذارد و حتی در لحظه ای که بشر آخرین نفسش را میزند این مقوله ادامه دارد. من گفته ام این یک پرونده هست پس هر پرونده ای که پایان نداشته باشه ارزش ندارد و یکی باید باشد که دلیل مرگ آخرین انسان را مطرح کند البته در پرونده پلیسی این گونه هست ولی در مبحث فرهنگی دلیلی آورده میشود که بیان عاطفی آن و بحثی کوتاه در مورد ان شخص بیان میکند.
انجام دادن یا ندادن فرهنگ
فرقی نمیکند شخصی از فرهنگ کشورش تابعیت کند یا نه شخصی که از این مبحث تابعیت میکند شخصیت خودش را نشان میدهد و به گونه ای خودش را متفاوت در اجتماع فرهنگی جلوه مینمایاند این مطلب را درحالی میشود گفت که جامعه مد نظر بویی از فرهنگ نبرده باشد. در جامه ای هم شخصی باز متفاوت خودش را در اجتماع فرهنگی جلوه میدهد خوب کمتر جایی پیدا میشود که گروهی با فرهنگ آنجا زندگی کنند این شخص از فرهنگ بویی نبرده و به صورت خیلی واضح میشود این شخصیت را شناخت و چه بسا انسانهای دیگری هستند که خود را فرهنگ نما نشان میدهند یعنی فقط ظاهر سازی میکنند که فرهنگ دارند و سعی میکنند خود را شبیه یک انسان با فرهنگ نشان بدهند در بعضی مکانها برای جلب توجه، دیگران را در جمع کوچک میشمارند و به مسخره بعضی از افراد میپردازند البته با دک و پز با فرهنگیشان. امروز با نمایی از یک انسان پوچ و بی منطق وارد جامعه میشوند و فردا نمایی دروغین از یک انسان متمدن را میسازند ، این طور از انسان ها زود خودشان را لو میدهند و راحت میشود فهمید ضاهرش چیست و باطنش . و اشخاصی دیگر هم هستند که بی خیال ازهمه چیز با مشکلات زندگی، زندگی میکنند و هر طرفی که باد وزید همان طرف میروند که این طور افراد بیشتر در جوامع مختلف وجود دارد.
در هیچ کشوری فرهنگ به طور کامل وجود ندارد
این نظریه وقتی مطرح میشود که فرهنگ تمام نژادها، مذاهب، اقلیت ها و کشور های مختلف مد نظر گرفته بشود. در غیر این صورت همه کشورها به طریقه صحیح از فرهنگشان استفاده میکنند.شاید بگیویید کشور خودمان ایران.. ایران هم از تمدنی که برایش رقم زده شده استفاده میکند. شرایطی در کشورمان حاکم هست که مردم کشور به طور خواسته و ناخواسته و بدون اینکه بدانند از فرهنگی مخفی استفاده میکنند این درحالی میباشد که فرهنگ مخفی وجود خارجی دارد و به ما بسیار نزدیک هست این دوربینی ما انسانهاست که از این فرهنگ و این مقوله بی بندو بار تابعیت میکنیم. ما فرهنگ کشوری مثل اسپانیا، عربستان، امریکا و کشورهای دیگر را به هیچ وجه نمیتوانیم مرجع تقلید برای تابعیت از آن استفاده کنیم. و به هیچ وجه کشوری مثل اسپانیا نخواهد توانست از فرهنگ کشور ما تابعیت کند.
اثر گذاشتن فرهنگ کشوری به کشور دیگر از نظر زبان کشور
امروزه ما در جامعه یا بهتر بگویم در کشور خودمان از کلماتی مثله مرسی، ok، how are you ، Thank You و کلماتی دیگر از این قبیل استفاده میکنیم بدون اینکه فکر کنیم.
مرسی یه کلمه فرانسوی هست که در تعارفات از اون استفاده میکنیم , خب ما فقط این کلمه را از اشخاص دیگر آموختیم و امروز آن را استفاده میکنیم حتی خیلی ها اگر بپرسید میگویند کلمه فارسی هست و مال خودمان ، معلوم است دیگر وقتی نسل ها یک کلمه بگرد باید روزی را انتظار رفت که به اینجا برسد.
کلمه مرسی به چه طریق وارد زبان فارسی شد؟
همه ما میدانیم زمانی کشورمان در استعمار کشورهایی از قبیل شوروی سابق، فرانسه و انگلستان بوده. سردمداران کشور ما افتخار میدانستند که از چنین کلمه هایی استفاده شود و بودند انسانهایی که از فرهنگ کشور عزیزمان دفاع کرده و مانع خیلی از اتفاقات شوند. فرانسوی ها در ایران استفادهشان را از منابع ما میکردند ولی سردمداران ما در کشورهایی مثله فرانسه پول خرج میکردند و از کلماتی که آنجا میشنیدند برای کلاس گذاشتن در صحبت با بقیه اقشار ایرانی استفاده میکردند.
از این نظر کشورمان زیاد ضربه ندیده و کلمه های مورد استفاده در زبان ما که از زبان بیگانه برگزیده شده اندک هست. و کشوری مثل هندوستان هم هست که متاسفانه خود خواهی ، قدرت طلبی و خود پرستی کشور های غربی و وطن فروشیه بعضی از اقشار هندو باعث شد اقشار مختلف جامعه هندو راهی برای مبارزه نداشته باشند, فرهنگ زبان انگلیسی تا حدی بر روی این جامعه تاثیر گذاشت که امروزه میبینیم که در دانشگاههای هندوستان به زبان انگلیسی تدریس میشود و این میتواند خیلی بد باشه و باعث میشود زبانهای رایج این کشور نابود شود.
بی آبرو کردن شخصیت ها در ایران و کلیپ های نابود سازی
از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب کشور مان میبینیم که متاسفانه نه تنها آبرو و هیسیت برای بعضی از مردم ارزشی ندارد و داشتن و نداشتن آبرو برایشان فرقی نمیکند, آبروی دیگران هم برایشان مهم نیست. امروزه میبینیم به محض موردی اشاره شده و به زبان عام (سوتی ) از یک شخصیت آبرو مند
کلیپهای نابود سازی شخص، بحث ها و تبادل نظر در اماکن عمومی و حتی درگیری سر مثله ای که اصلا به افراد درگیر مربوط نیست به وجود میاورند. و در بین عامه مردم پخش میکنند. بلوتوث یک سیستم جدید ارتباطی و تبادل اطلاعات در کشورمان به صورت منفی جا افتاده و از آن فقط در جنبه های منفی استفاده میشود. اغلب هنرمندان داخلی که که از آنها اشتباهی سر زده آن اشتباه در جوامع ما آنچنان بزرگ میشود که همچون زهرا ابراهیمی آنقدر اوضاع زندگی برایشان بی معنی میشود که دو آرزو دارند, یک آرزویشان خود کشی و دیگر برگشتن به زمان گذشته که امکان برگشت موجود نمیباشد.متاسفانه ما مسبب این گونه آبرو ریزیها هستیم بی آنکه توجهی داشته باشیم. در بعضی کشورها این که کلیپ شخصی خودشان را به اشتراک بگذارند عادی هست و از تفریحات خود کلیپهای گوناگون در سایتهای مختص این نو کلیپها میگذارند. و ما که ایرانی هستیم و از تمدنی طولا آب و نان میخوریم و نیمی از وظیفه مان حفظ تمدن کشور ماست جای آنکه بیایم و اشتباه اندکی از گذشتگان که کشور فروشی کردند را جبران کنیم دست بدست آنان و نسل به نسل بعد از آنان سعی در ترک فرهنگ و تمدن و همراه شدن با بیگانگان از کارهای مان و درست بودن این اعمال از افکار مان است. مثال میزنم.. بی آنکه بدانیم کلیپ یا عکسی از یک دختر ایرانی یا اشتباهی از یک فرد همنژاد مان از کجا آمده و چطور به دست مان رسیده آن را در بازار جهانی و در گوشی هایمان برای دیگران به اشتراک میگذاریم، وقت برای آپلود آن کلیپ در سایت یا وب خود میگذاریم در حالی که سرعتی پایین از شبکه اینترنت سهم ماست به این فکر میکنیم که چند نفر برایمان در سایتمان نظر بگذارند و اسمی از سایتمان به بیرون رود, یا بعد از بلوتوث کردن این کلیپ یا عکس بفهمانیم که این کلیپ را من پخش کردم و به آن افتخار کنیم در حالی که کمی توجه کنیم میفهمیم که نه افتخار دارد و نه سودی و فقط در گناهی بزرگ خود را شریک مینماییم. نمیدانم چه هست ما را که این گونه عمل میکنیم.
فرهنگ کشورهای غربی (در اینجا آمریکا مثال زده شده)
آمریکا :کشوری که ساده دلان ایرانی آن را افتخار میدانند و زندگی در آن را از آرزوهای والای خود.
کشوری که یکی از مرجع های تقلید برای مردمی با تمدن 2500 ساله است. کشوری که امروزه در قرن 21 شاهد فعالیت هایش در خود کشور و دیگر کشور ها هستیم، کشوری که عشق به سلطه ورزی دارد، کشوری که به سو استفاده از مردم کشور خود و بسیاری از پناهندگان دست میزند. جوانان آمریکایی، چه مقیم، و چه پناهنده خدمت سربازی خود را نزد این کشور و با اعزام به کشور های تحت نفوذ این کشور میگذرانند. سربازانی که به محض شروع خدمت به بعد از این دوران فکر میکنند و زندگی شیرینی را در تصورشان دارند. در حالی که به محض ورود به خدمت سربازی به این مهم اعتقاد دارند که اگر روزی لبهایشان را بر هم بکوبند و گوشهای شان را در برابر فرمانی رقت انگیز و بیرحمانه ببندند آینده ای مخالف آنچه که در ذهنشان بوده پیش رویشان خواهد بود . آری فردایشان آن است که گفتند و ما هم میگوییم. ذهنشان در این میگنجد پسری را از مادرش ، دختری را از پدرش، مادر و پدری را از فرزندانش جدا کرده ام و سهم نهایی آنان را در این دنیا گلوله ای آهنین ساختم و تا فرمان فرماندارم ، رای کشورم را اجرا ساخته و زندگی زیباتر داشته باشم. در کشور ما این سربازان همچون افرادی مادرزاد خشن تصور میشود در حالی که آنها همیشه ذهنشان مشغول این است که چرا این کار را کرده ام. سربازان آمریکایی در خیلی از مکانها در آخرین استعمار خود دیده شده اند که به کمک زنها و بچه ها شتافتند و من به شخصه برای خیلی از رسانه ها متاسفم که فقط روی منفی آنان را نشان میدهد.
امروزه خود ما هم میدانیم که در آمریکا چه میگذرد و همه آنان را به چشم میبینیم ولی نمیدانم چرا در ذهن ما کشوری متمدن شناخته شده. دانش آموزان و دانشجویانی که مسلح وارد کلاسها میشوند و اگر شخصی به آنها تو بگوید حق واقعی آنان مرگ است نمیدانم شاید جزعی از فرهنگ این کشور باشد. ارازل و اوباشی که هرگاه بخواهند هرکاری دلشان بخواهد را انجام میدهند و تنها به آنهایی که زور پلیس میرسد گیر داده میشود و مجازاتشان کتکی است که فکر کردن با آن هم عذابشان میدهد. در چنین مواقع نیروهای پلیس کثیفی هستند که آنها را همیاری میکنند نمیگویم در کشورهای دیگر نیست در تمام کشور ها هست ولی آمریکا تمام اعمال زشتش را به وضوح مینمایاند و میگوید ما حقوق بشر را رعایت میکنیم. هر که را بخواهد میکشد و به هر کشوری که اراده کند حمله ور میشود و امروزه حقوق بشر را به زبان خودش و از دید اکثر ایرانیان رعایت میکند.
خیابانها را به کثافت میکشند، به همجنس بازی افتخار میورزند، مانند سگ نر و ماده رفتار میکنند، کاخ سینمایی همچون هالیوود را میسازند و در آن کثافت کاریهاشان را به نمایش میگذارند و مردم این کشور با این حال چه باید بکنند همان کاری که ما داریم میکنیم نه آنان به این فکر میکنند که قدرتمند ترین کشور از همه لحاظ هستند پس از اعمال کشورشان دم نمیزنند و به آنها افتخار میورزند بدین دلیل است که هم اکنون اگر آب هم با پشت لیوان بخورند، اگر به جای دوشیدن شیر حیوانات آنها را بمکند، اگر با حیوانی رابطه جنسی داشته باشند، اگر با لباسهای پاره و جر خورده وارد خیابان شوند, اگر مایکل جکسون شوند افتخار میورزند و به عنوان مد و فرهنگی نو ادامه اش میدهند و آن را رونق میبخشند.
قصد بد نشان دادن آمریکا را نداریم. خیلی از کشورهای اروپایی چنین کارهایی را میکنند. ولی کشورهای غربی جنبه های مثبت هم دارند که رعایت کردن این قبیل از کارهایشان نه تنها که بد نیست واقعا خیلی بر ما تاثیر میگذارد و جالب و قابل تکرار است.
چند مثال :
-هر شخصی برای خودش حریم خصوصی دارد و شخصی حق دخالت در آن حریم را ندارد.
-برنامه ریزی در کارهایشان وجود دارد.
-دو نفر که با هم بیرون میروند هر خرجی که دستشان ر بگیرد هر کدامشان نصف خرج را به عهده میگیرند و این خیلی خوب است. گر چه تعارف در کشور ما ریشه طولایی دارد ولی رعایت این فرهنگ برای ما ایرانیها و به خصوص دانشجوها لازمه هست زیرا این دوران خیلی پر خرج هست و باید رعایت کرد و مرام بازی را گذاشت کنار و چه بسا این مرام بازی به درد مردم امروزیه ایران زمین نمیخورد.
- انسان با شعور و بی شعور در این کشور ها جلوه نماست و تشخیصش سخت نیست. اگر فردی محترم راببینیم واقعا محترم هست و اگر فردی بی درک و فهم را ببینیم میدانیم که اینگونه خواهد زیست. ولی در کشورمان فرد هزار چهره هم داریم.
تاثیر منفی فرهنگ غرب بر کشورمان و جوانان ایرانی
غرور در سن جوانی باعث میشود یک جوان خود را کامل بداند و هر چه را انجام دهد در نظرش درست باشد. چشم دوختگان بر ایران و ایرانی برای آنکه از لحاظ فرهنگی مقام کشور خود را بالا ببرند و ضربتی بر کشوری همچون کشور عزیزمان بزنند جای آنکه سعی بیشتر در تصحیح جوانان خود کنند, از این عمل منصرف شده و خربارها از افکار و انواع مواد مخدر و شادی آور را راهیه کشورهای جهان سومی از جمله ایران میکنند.تا با ثابت داشتن این کشور ها روحیه ی جوانان خود را بالا ببرند و پیشرفت بیشتری داشته باشند. آنها میدانند کشوری مانند ایران یک کشور جوان است, جوانان آینده ساز هستند, هر چه تغییر کند افکارهای مخالف جوانانه سخت تغییر و یا تغییر نمیکند. پس بهترین راه نفوذ به جامعه ما ایرانیان حمله به ذهن جوانان است. وارد کنندگان مواد مخدر و شادی آور امروزه بیشترین درآمد خود را از طریق آلوده کردن جوانان به دست می آورندو این کارشان را به نحو احسن انجام میدهند. افکار منفی به صورت هیجانی بر ذهن جوانان تزریق میشود و برای جوانان قابل قبول میماند.
جوانان امروزیه غرب گرای ما وقت با ارزش خود را در میهمانی های جوانانه با نام پارتی شرکت میکنند, از انواع مواد مخدر و شادی آور استفاده میکنند, دوستانشان را به این میهمانی دعوت میکنند. و قصدشان از این اعمال خوشگذارانی است.
اینترنت و منفی گرایی
برای جوانان ما اینترنت منفی شناخته شده البته نه برای همه گان برای آنانی که به محض اتصال به اینترنت به دنبال کلیپهای تصویری و تصاویر به اصطلاح خفن میروند, از برنامه های هک و کرک در جنبه های منفی استفاده میکنند. چت روم که اغلب مردم از کشورهای مختلف روم های مختلف میسازند و درباره ی موضوعات مختلف بحث و تبادل نظر میکنند و به تبلیغ آدرس اینترنتی خود میپردازند در کشور ما به صورت منفی جا افتاده به گونه ای که در این روم ها وقت میگذرانند, به دنبال دوستی از جنس مخالف میگردند, حرفهای مذخرف بار همدیگر میکنند, باز(BUZZ!) میفرستند و برای خودشان میخندند.
خوشبختانه بودند و هستند کسانی که از جنبه های مثبت این روم ها استفاده میکنند و چند سالی هم هست که تالار ها و انجمن های تخصصی به زبان فارسی در ایران رو به رشد است و تعدادشان رو به افزایش است. در تالارهایی که بحث و تبادل نظر صورت میگیرد و بر دانستنیهامان افزوده میشود. بحث هایی در راستای کامپیوتر , اینترنت و موبایل و … صورت میپذیرد.
در راستای شخصیت سازی و حفظ فرهنگ جلسه های مختلفی باید برگذار شود. شخصی هم نیست یاریمان کند و برایمان این اعمال را بیاموزد پس خود باید دست بکار شویم و نگوییم فرهنگ نداریم بلکه بگوییم فرهنگ داریم و میسازیمش برای مد امروزی. و از نمیتوانم و نمیشود استفاده نکنیم که این افکار به کارمان نمی آید. موضوع تصمیم است تصمیمی جدی که خود رابسازیم و آن وقت هست که هر کس با خودسازیه خودش جامعه اش را ساخته است.
باید بر توانستن اکتفا شود و بدانیم ما ایرانی هستیم و ایرانی یعنی خلاق و قادر به انجام خواسته هایش.
همان گونه که پیامبر اکرم (ص) میفرماید:
اگر علم و دانش در آسمان هفتم هم باشد مردمانی از پارس به سراغش خواهند رفت.


